ناعقلیگری و شکاکیگری یا نسبیگری به صورت  بد و نادرست تفسیر کرده اند.» اما او خود معتقد است که « برداشت خود/ش/ نسبت به نظریه شناخت انقلابی تر » از بقیه است . پاپر توضیح میدهد که چگونه به این نتیجه رسیده است : « با نگریستن به برداشت خود و ارتباط آن با وضع مساله در فلسفه » و « راهنمایی های دوستش  بارتلی  به این واقعیت » پی برده است .

    پاپر پس از تعمق و تغکر در مساله ،علت بوجود آمدن این گونه برداشت ها را در کتاب  واقعیگری و هدف علم  ، نخست به اختصار و سپس به تفصیل بررسی و بیان می دارد. اومی نویسد : « مساله مرکزی در فلسفه شناخت ، لااقل از زمان اصلاح دینی در اروپا به بعد ، این بوده است : چگونه می توانیم درباره ادعاهای دور و دراز نظریه ها و باورهای رقیب با  یکدیگر داوری یا آنها را ارزیابی کنیم ؟ »۷پاپر این را  « نخستین مساله » نظریه خود میخواند . این مساله ، از لحاظ تاریخی ، بنا به پاپر ، به « یک مساله دوم » منجر می شود : « چگونه می توانیم نظریه ها یا باورهای خود را مدلل سازیم ؟ » و این مساله دوم به نوبه خود وابسته به عده ای از مسائل دیگر است . « اثبات و مدلل ساختن عبارت از چه چیز است ؟ »۸ بنا به گفته بارتلی ، « همه فلسفه ها تا کنون فلسفه های مبتنی بر  اثبات صحت ( تاکید افزوده شده ) بوده است ، بدان معنا که در همه آن ها چنان فرض می شده است که وظیفه درجه اول نظریه شناخت اثبات صحت نظریه ها یا باورهای ما است . نه تنها عقلیگران ، و اختباریگران و کانتیان  در این فرض با یکدیگر شریک بوده اند ، بلکه شکاکان و نا عقلیگران نیز چنین تصوری داشتند. »۹ اما پاپر نه تنها در فلسفه اش تلاسی برای « اثبات صحت نظریه » نمی کند ، بلکه فلسفه خود را « عقلیگرایی انتقادی » می نامد ، و آنگاه تاکید می کند که « شناخت ما - شناخت حدسی ما - می تواند رشد کند . این رشد با استفاده از دلیل و برهان میسر میشود : /اما/  برهان انتقادی . »( تاکید افزوده شده ) پاپر با صراحت می نویسد  که « من ادعا می کنم ( و بارتلی مدعی است که شاید این کار من بر خلاف نظر همه عقلیگران سابق ، جز کسانی ، باشد که به شکاکیگری کشیده شدند ) که هیچ دلیل مثبتی نمی توانیم برای نظریه ها یا باورهای خودمان اقامه کنیم . یعنی ، هیچ دلیل مثبتی برای آن که چرا نظریه ما راست است » ۱۰ پاپر با رد « اثبات صحت نظریه ای   که «  یک مساله مرکزی نظریه شناخت » است ، موجب می شود که منتقدانش او را در ردیف « ناعقلیگری و شکاکیگری » قرار دهند .

     پاپر با رد روش استقراء که بر مشاهده و تجربه پدیده های جهان مبتنی است ، به روش « خرده گیری و انتقاد » روی می آورد و بدین طریق می خواهد به شناخت برسد . او اظهار میدارد که آنچه ، به اصطلاح ، روش علم خوانده می شود ، عبارت از همین نقادی و خرده گیری است . » ۱۱ 

     پاپر در بررسی انتقادی نظریه های علمی می گوید از آنجا که نظریه ها ساخته و پرداخته روش استقراء  هستند ، و دارای طبیعت انتزاعی اند که تنها بطور غیر مستقیم و از طریق دلالت های نهفته قابل آزمونند ، بنا براین ، از نظر تجربی ، فاقد قطعیت و از نظر منطقی فاقد اعتبارند .

     پاپر در کتاب  حدسها و ابطالها   میگوید که دو مساله برای او اهمیت دارد ، که عبارتند از « مسائل استقراء و تحدید حدود - یعنی مرز میان علم و متافیزیک .» پاپر فعالیت خود را با مطالعه و بررسی ملاک تمییز علم از غیر علم شروع کرد ، سپس  متوجه شد که « ابطال پذیری » می تواند هر دو مساله را حل کند .

     نظریه ابطال پذیری پاپر دارای دو بخش است که خود در توضیح آن چنین می نویسد : « باید بوضوح میان ابطال پذیری و ابطال تمایز قائل شویم . ایطال پذیری را تنها به عنوان ملاکی برای خصوصیت اختباری سیستم گزاره ها وارد بحث کردیم . و امادرباره ابطال ، قواعد خاص باید به کار بسته شود که بنا بر آن ها معین خواهد شد که در تحت چه شرایطی یک سیستم باید باطل شده  بشمار آید .» ۱۳

    به نظر پاپر گزاره « همه قوها سفیدند » به دلیل ابطال پذیر بودن ، می تواند یک گزاره علمی تلقی شود.      

 

 All swans are white" is a falsifiable claim - it could be proven wrong.
                            
 آیاهمه قوها سفیدند ؟ طبق نظریه کلایک فلسفه علم ، هدف علم « اثبات » فرضیه ها یا استنتاج صحت آنها از داده های عینی و مشاهدتی است . این به نظر دشوار می آید ، چون ما را ملزم می دارد که یک قاعده کلی یا گزاره عامی را از تعدادی از موارد فردی که بطورمنطقی غیر قابل تایید است ، استنتاج کنیم . بهر حال ، با پیدا شدن موردی  مخالف  تعمیم (  یک فوی غیر سفید ) منطق حکم میکند که گزاره کلی « همه قوها سفیدند»  ابطال شود . نظریه ابطالگرایی درصدد ابطال فرضیه ها ، نه در جهت اثبات آن ها ، فرضیه ها را مورد سوال قرار می دهد .   
چون در صورت  پیدا شدن یک  قوی غیر سفید ، این گزاره  باطل  می شود .۱۴ اما گزاره « امشب باران یا  می بارد ، یا  نمی بارد » یک گزاره غیر علمی است ، زیرا ابطال پذیر نیست . چون ، باران چه ببارد و چه نبارد، صدق جمله همچنان باقی است .  
 
 
 
 
 
 
ادامه دارد