فلسفه علم - بعد از پوزیتیویسم منطقی

 

فلسفه علم ـ بعد از پوزیتیویسم منطقی

Pilosophy of Science - After Logical Positivism

رشد فزاینده پوزیتیویسم منطقی در دهه های نخستی قرن بیستم ، و سپس افول تدریجی زود رس این فلسفه علم در دهه های  ۱۹۴۵  و بعد ، موجب پیدایش نظریه های متعدد در باره فلسفه علم گردید .۱    

   دیوید چارلز استو ( Stove ) در سال ۱۹۸۲ ، کتابی را تحت عنوان « پاپر و بعد ، چهار ناعقلگرا » ۲به چاپ رساند و در مقدمه آن نوشت « این کتاب درباره گرایش های اخیر در فلسفه علم است که پیشگامان آن عبارتند از  سر پروفسور کارل پاپر ، زنده یاد ۳ امره لاکاتوش ،  پروفسور تامس اس. کون ، و پال ک.   فیرابند » . استو در این کتاب به بررسی انتقادی فلسفه چهار فیلسوف علم معاصر پرداخته است .

    در ذیل می کوشیم نگاهی به فلسفه علم معاصر ، بویژه چهار فیلسوف علم مذکور انداخته ، آنگاه مبحث « فلسفه علم » را با یک جمعبندی به پایان رسانم  ، سپس بطور اجمالی به بررسی فلسفه « علوم اجتماعی» می پردازم .

   کارل رایموند پاپر (۱۹۲۰ - ۱۹۹۵ )

   کارل پاپر در سال ۱۹۰۲ در وین متولد ، و در سال ۱۹۱۸ وارد دانشگاه وین شد ، گرچه در آن سال بطور رسمی ثبت نام نکرد . در آغاز فیزیک ، ریاضیات ، و فلسفه خواند . در سال ۱۹۲۸ موفق به اخذ دکترا ( PhD) گردید، رساله دکترایش را « در باره مساله روش در روانشناسی اندیشه » نوشت ، اما هرگز در طول زندگی کاریش مجددا به روانشناسی روی نیاورد .چون پذیرفته بود که روش شناسی علم مربوط به منطق و شناخت عینی است ، و نه روانشناسی .

     پاپر علیرغم آشنایی با برخی از اعضای حلقه وین ، از جمله رادلف کارناپ ، اما هرگز به عضویت حلقه در نیامد . در سال ۱۹۳۷ به عنوان مدرس در دانشگاه کانتربری ، در نیوزیلند ، استخدام شد . در سال ۱۹۴۵ با عنوان دانشیاری در « مدرسه اقتصاد لندن »  (LSE)  مشغول به کار شد . در سال ۱۹۴۹ به مقام استادی کرسی منطق و روش علمی در همان جا ارتقاء یافت ، و در سال ۱۹۶۴ از طرف ملکه انگستان به مقام « سر » ( Sir )   مفتخر گردید .  

      پاپر فلسفه خود را « راسیونالیسم انتقادی » ( critical rationagism )  نامید ، و بدین طریق آن را از راسیونالیسم کلاسیک ، و مشاهده گری استقرایی (observationalist- inductivist)متمایز کرد. او با صراحت تمام می گوید « من یک عقلیگرواستدلالیگرم » ، و توضیح می دهد که « منظور از عقلیگر » کسی است که می خواهد جهان را از طریق « گفت و شنود و مباحثه با دیگران » بفهمد . هدف او از گفت و شنود « انتقاد کردن از دیگران است و دعوت کردن از ایشان به انتقاد و خرده گیری کردن . »۳

     آیا منظور پاپر از فهمیدن جهان از طریق « گفت و شنود » رد « مشاهده و تجربه » و شناخت عینی جهان است ؟  برخی از نظرات و تاکید های پاپر موجب شده است که از « راسیونالیسم انتقادی »   پاپر 

Go to fullsize image

Sir Karl Popper foi o grande ...

  برداشتهای متفاوتی بعمل آید . تا آنجا که حتی پاپر را متهم به « شکاکیگری » ،  «ناعقلیگری » ، و  « نسبیگری » نموده اند . «. . . مردمان یرداشت های مرا از طریق یکی شمردن آن با بعضی ازاشکال                                                                                                                                               

ادامه نوشته

روش استقرا’

 

      روش استقراء       Inductive Method   

استقراء فرایند استدلالی است که از گزاره های جزیی به یک نتیجه کلی است می یابد ، اما مستلزم سازگاری آن با قوانین عقل نیست . همین امر باعث شده است که هیوم ایراداتی بر آن وارد کند .هیوم گوید ، استدلالات روزانه ما بر الگوی تکرار تکار تجربه های ما مبتنی هستند ، و نه بر مباحثات معتبر قیاس منطقی . این ایراد هیوم در سنت فلسفی به « مساله استقراء » که از مساله علیت نشات می گیرد ، معروفیت یافته است . در ذیل به آن می پردازم  : 

    استقراء با مشاهده یا آزمایش چند واقعیت جزیی آغاز می شود ، سپس به یک نتیجه کلی می انجامد . با مشاهده تعدادی از کلاغ ها که به رنگ سیاه هستند ، نتیجه میگیریم که « همه کلاغ ها سیاه هستند ». یا برای تعیین نقطه جوش آب بر حسب آزمایش های متعد در زمان ها و مکان های مختلف ، به این نتیجه می رسیم که آب در اشرایط معین در ۱۰۰ درجه سانتیگراد به جوش می آید .

    طبق اصل استقراء معرفت علمی به کمک استقراء و بر حسب مشاهده و تجربه حاصل می شود ، کلیه قوانین و نظریه های علوم بوسیله روش استقرایی تدوین شده اند ، و از آنجا که این قوانین مبتنی بر واقعیات و مشاهدات عینی هستند ، لذا از عینیت لازم برخوردارند . در  واقع ، طبق نظر طرفداران استنتاج استقرایی ، معرفت علمی از بنیان مطمئنی که بوسیله مشاهده و تجربه بدست آمده ، برخوردار است .۱ هر

This image (or other media file) is in the public domain because its copyright has expired

     تعداد واقعیات تصدیق شده به واسطه مشاهده و تجربه افزایش یابد ، و هرچه یافته های مشاهداتی با اصلاح تکنیک های مشاهدتی و آزمایشی ، دقیق تر گردد ، قوانینو نظریه های فرا گیرتر بیشتری با استنتاج استقرایی دقیقی تدوین خواهند یافت . هر چه خزانه یافته های مشاهدتی غنی تر شود ، رشد علم به طور پیوسته و بالنده استمرار خواهد یافت .

   فرانسیس بیکن می گوید : تا آنجا که میسر است باید در جستجوی حقیقت ، مشاهده و آزمایش را در اوضاع و احوال مختلف تکرار کرد تا اینکه روابط حوادث را ، در جمیع انحاء آن بتوان مورد مطالع قرار داد. بیکن برای طرق مختلف تبیین امر و ثبت کار ، سه جدول به ترتیب مخصوصی پیشنهاد کرده است :

ادامه نوشته

تبیین و پیش بینی

 

  تبیین و پیش بینیٍٍ           Explanation and Pridiction

تبیین در مفهوم عام خود ، به توضیح یا توصیفی اطلاق می شود که اطلاعات بیشتری را در مورد موضوع خاص ارائه می دهد .

موضوع تبیین از دوران باستان مورد توجه فلاسفه بود ، اما در قرون وسطا به فراموشی سپرده شد ، و قرون ۱۷ و ۱۸ گرچه مجددا در محور مطالعاتی فلاسفه علم قرار گرفت ، اما به صراحت می توان گفت در دهه های اولیه قرن بیستم بود که با رشد و توسعه فلسفه علم و شکل گیری دیدگاه های نوینی در فلسفه ، بویزه در آلمان ، توجه خاصی به تبیین و فرایند تدوین تبیین های علمی معطوف شد .

      در این دوران فلسفه پوزیتیویسم منطقی به عنوان فلسفه غالب در آلمان و اتریش در حال شکل گرفتن بود ، و گروهی از فلاسفه مدرن دور هم گرد آمده ، و مسائل نوین فلسفه را مطرح می کردند ، از جمله ملاک تمییز علم از غیر علم و مطالعه « چرائی » پدیده های طبیعی موضوعات محوری فلاسفه بور. کارل همپل با ورود خود به حلق وین در سال ۱۹۲۹ مساله تبیین علمی پدیده ها را مورد بحث دقیق اعضای حلقه وین قرار داد. همپل در سال ۱۹۴۲ با چاپ مقاله ای درباره « نقش قوانین در تاریخ » ۱ و سپس با همکاری اوپنهایم  در سال ۱۹۴۸ ، مقاله « مطالعاتی درباره منطق تبیین » ۲ ، مورد توجه فلاسفه قرار گرفت . 

  Carl Hemple , from family album ,age 55

         تبیین چیست ؟ هر گزاره ی تبیینی پاسخی است  به سوالاتی که با « چرا » شروع می شود . مثلا :         

   چرا آب در زمستان در بیرون از خانه یخ می بندد ؟ گوئیم : زیرا که دمای هوای بیرون به گمتر از صفر درجه سانتیگراد افت می کند .

    یا در پاسخ به سوال  :

    چرا در بدن انسان قلب وجود دارد ؟ شاید بگوئیم : زیرا که عمل گردش خون را در بدن انجام می دهد .

     یا در پاسخ به این سوال که :

    چرا احمد علی را با تیر زد ؟ گوئیم زیرا احمد تند خو است .   

ادامه نوشته