نیچه : فیلسوفی مدرن با افکاری منحط و قرون وسطائی !

راسل میگوید : " نیچه هیچ نظریه جدیدی در بودشناسی یا معرفت شناسی " ارائه نداده است و " اهمیتش

در درجه اول از حیث اخلاق است و در درجه دوم به عنوان یک منتقد تیز بین تاریخ " است ( ص ۴۷۰ )  

نیجه : فیسوف عصر مدرن

حال ببینیم اخلاق این فیلسوف مدرن چگونه بوده :

اولا ٫ نیچه برگزیدگان جامعه یعنی اقلیت اشرافی را محق میداند واکثریت را صرفا ابزار و وسیله رفاه و خوشی آن اقلیت میشمارد : " معمولا از مردم عادی به عنوان مشتی بی سر و پا نام میبرد و مانعی نمیبیند که برای پدید آمدن یک مرد بزرگ اگر لازم باشد این مردم رنج بکشد . " ( ص ۴۷۰ )

" بر مرد عالی ( اشرافی ) واجب است که بر ضد توده ها بجنگد " ( ص ۴۷۴ )

واقعا که چنین اندیشه ای از یک فیلسوف اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم و مدرن ٬ بسیار مشمئز کننده است .

نیچه مخالف مساوات و برابری انسانها است . او در مورد جان استوارت میل ٬ که مبلغ مساوات و برابری بود ٬می گوید :

" نفرت دارم از ابتذال این مرد ٬ هنگامی که میگوید آنچه برای یک انسان صحیح است ٬  برای انسان دیگر نیز صحیح است .(۴۷۴ ) 

 

جان استوارت میل

 نیچه بشدت مخالف زنان است ٬ و این را مخفی نمیکند و نصایحی که به مردان همتای خود میکند آشکارا زنان را میکوبد :

در کتاب " چنین گفت زرتشت " : " زنان هنوز قابلیت دوستی پیدا نکرده اند ٬ هنوز گربه و مرغند ٬ یا حد اعلی گاوند . مرد باید برای جنگ تربیت شود و زن برای تفریح مرد جنگی ٬ ما بقی همه حماقت است ." (ص۴۷۶ )

به مرد جنگی توصیه میکند :

" به پیش زن می روی ٬ تازیانه را فراموش مکن ! " ( ص ۴۷۷ )

در کتاب " اراده معطوف به قدرت " : از زنان چنان لذت می بریم که گوئی از موجودی لذیذ تر و لطیف تر و اثیری تر برخوردار می شویم .... "

نیچه چنان تحریک میشود که میگوید : " ما باید زنان را ملک خود بدانیم ٬ چنانکه شرقیان میدانند .... " ( ص ۴۷۷)

 

منبع : برتراند راسل ٬ تاریخ فلسفه غرب ٬ جلد چهارم ٬ صص ۴۶۹- ۴۹۲ .