X
تبلیغات
philosophicals - علم چیست؟
 

      علم چیست؟                         ? What is Science

     فهرست مطالب

    عنوان ...................................................................................................................................... صفحه

1.                    مقدمه ...................................................................................................................................3

2.                   تعریف علم ...........................................................................................................................4

3.                  منشاء علم ............................................................................................................................6

4.                  نگاه تاریخی به رشد و پیدایش علم ...................................................................................8

5.                نتیجه گیری و خلاصه ..........................................................................................................10

6.                منابع ....................................................................................................................................11

 

 

علم چیست ؟[1]

مقدمه

در این تحقیق ، پس از ذکر چند تعریف از علم ، منشاء اولیه علم را بررسی خواهم کرد. سپس نگاه تاریخی به پیدایش و توسعه ی آن انداخته ودر پایان خلاصه ونتیجه گیری پژوهش را ارئه خواهم داد.

علت انتخاب چنین موضوعی این است که من فکر می کنم شناخت « علم » و نحوه عملکرد آن برای ما دانش آموزان که گام نخستین یادگیری را بر می داریم،بسیار اهمیت دارد.از طرف دیگر ، زندگی و کلیه ی جوانب و محیط انسان را دستاورد های « علم » پوشانده است ، بنابراین ، بدون توسعه علم ، انسان نمی توانست به این مر حله نایل آید. در سایه ی یافته های علم است که انسان ها توانسته اند به رفاه نسبی دست یابند و دیگر درغارها و روی درختان جنگل پناه نجویند. مصرف علم هر چه گسترده تر باشد و استفاده از آن هر چه وسیع ترانجام گیرد ، نه تنها از بین نمی رود ، بلکه توسعه بیشتری نیز می یابد. چنان که حضرت علی ( ع ) نیز در نهج البلاغه می فرماید : « مال با هزینه کردن کم آید و دانش با پراکنده شدن بیفزاید .» این ویژگی تنها در علم وجود دارد. با اين برداشت از علم از خود مي پرسيم :"علم چيست ؟" 

تعریف علم

شاید این پرسش (علم چیست ؟) در نگاه اول بسیار ساده به نظر برسد. حتی شاید برخی ها این سوال را بی مورد بدانند . اما هنگامی که به « علم » به عنوان ساخته و فعالیت ذهنی در ارتباط با جهان خارج نگاه کنیم ، سوال فوق مفهوم و معنای عمیق تری را مطرح کند .

از دوران باستان تا کنون از واژه ی « علم » به مناسبت هایی استفاده شده است ، و در هر دوران این واژه مفهوم خاصی داشته است . در یونان باستان به طور معمول « علم » و « فلسفه » به یک مفهوم به کار می رفته است ، همه ی فلاسفه ی آن دوران ، از افلاطون و ارسطو گرفته تا قرن هفدهم ، آغاز « علم نوین » ، هم فیلسوف بودند و هم عالم عصر خود .

ارسطو معتقد بود که هر علم خاص مجموعه ای است از قضایا و احکامی که به روش قیاسی منظم و مرتب شده است ، و در بالا ترین مرتبه ی  کلیت ، اصول و مبادی اولیه ی همه ی برهان ها قرار دارد . می توان نظر ارسطو درباره ی علم را در یک جمله خلاصه کرد:« علم عبارت از شناخت طبقه بندی شده است .»[2] اما آنچه که در نظر ارسطو « علم » بود ، کاملا متفاوت از آن چیزی است که امروزه از واژه ی علم مستفاد می شود .

آلبرت آینیشتاین می گوید :«هدف اصلی علم تحت پوشش قرار دادن شمار عظیمی از واقعیت ها ی تجربی به وسیله ی قیاس منطقی از شمار اندکی از فرضیه ها ، یا اصول است .»[3]

 دانشمند دیگری به نام ریچارد فاینمن در تعریف علم می گوید :« 1- مشاهده ی منظم پدیده های طبیعی و شرایط موجود آن ،که بتوان واقعیت های مربوط به آن را کشف و قوانین و اصول مبتنی بر آن واقعیت ها را فرمول بندی کرد . 2- سیستم سازمان یافته ای از دانش است که از چنین مشاهداتی استنتاج شده و می توان در بررسی های دیگر مورد آزمون وتجربه قرار دارد .»[4] 

با توجه به تعاریف متعدد و گوناگونی که فلاسفه ی علم و دانشمندان معاصر از علم ارائه داده اند ،      می توان تعریف ترکیبی زیر را خلاصه کرد :

«علم عبارت است از سیستم مطالعاتی منظم و مرتب ، و  براساس روش علمی (مشاهده و تجربه) که واقعیت های جهان را آن چنان که هستند مورد شناسایی قرار داده ، و هدف آن کمک به انسان در فهم طبیعت پدیده ها و کشف و بیان قوانینی است که بتوانند پدیده های مورد نظر را تبیین یا پیش بینی کند. »[5]

شاء علم

حال که با علم آشنا شدیم ، باید ببینیم انسان این علم و دانش و معرفت را چگونه به دست می آورد . آیا دانش علمی می تواند ژنتیکی باشد ؟ آیا انسان در به دست آوردن هر گونه شناختی به « ذهن » و « عقل » خود مراجعه می کند و از طریق تفکر آن را به دست می آورد ؟ آیا انسان در روند زندگی و تجربه به وسیله ی حواس به چنین شناختی نایل می آید ؟ این ها و چندین سوال دیگر درباره ی منشاء اولیه ی علم مطرح بوده و موجب بحث های طولانی و حتی تاریخی شده است ، و در مجموع دو نظریه ی متفاوت برای منشاء اولیه و اصلی علم در طول تاریخ به وجود آمده که همواره در تضاد با هم بوده اند .

اولین نظریه این است که بر حسب آن علم و دانش انسان از طریق عقل و فعالیت عقلی حاصل می شود و تنها منشاء علم ، عقل است که از نظر اعتبار علمی قابل پذیرش است .

دومین نظریه این است که عقل و ذهن انسان مثل « لوح سفیدی » است که تا چیزی بر روی آن نوشته نشود ، هیچ گونه معرفتی در آن وجود ندارد. بنابر این ، تجربه و مشاهدات انسان است که میتواند بر روی این لوح سفید نوشته شده و موجب حصول دانش و تدوین نظریه های علمی گردد . این نظریه مشاهده و تجربه را به عنوان نخستین منشاء علم مورد تاکید قرار می دهد. [6]

با چند مثال هر دو نظریه را توضیح می دهم . آنان که معتقد به عقل و ذهن هستند ، می گویند که برای مثال :« 7 = 5 + 2 » در جهان خارج وجود ندارد و تنها در ذهن انسان ها است ، بنابراین ، منشاء اولیه ی  علم ذهن و عقل انسان است . اما نظریه ی دوم که بر تجربه به عنوان منشاء اولیه ی علم نگاه می کند ، می گوید مثلاً : « فلز ها در اثر حرارت منبسط می شوند . » که یک قانون تجربی است که تا به تجربه مراجعه نکنیم ، نمی توانیم به چنین قانونی برسیم . اما در بین این دو نظریه ، نظریه ی دیگری هم وجود دارد که می گوید : درست است که حواس ما منشاء اولیه ی دانش ما است ، اما ذهن انسان پس از دریافت پدیده های جهان خارج ، روی این دریافت ها فعالیت نموده و باز تاب های محض حواس را تبدیل به ادراکات و معقولات نموده ، و انباشت چنین ادراکاتی علم انسان را تشکیل می دهد .[7]

 برای مثال ، انسان پس از مشاهده ی به جوش آمدن آب در مکان ها و زمان های متعدد ، با تعقل به این نتیجه رسیده است که : « آب تحت شرایط خاص در 100 درجه ی سانتیگراد به جوش می آید . »

گروه اول را که معتقد به عقل به عنوان منشا اولیه علم هستند عقل گرایان ( ( rationalists ، و گروه دوم را تجربه گرایان (  empiricists) ، و گروه سوم  را تجربی گرایان – عقلی ( rationalist – empiricists  ) گویند .

نظر حکمای اسلامی

نظریه ی منشاء و نحوه ی حصول علم و معرفت ارسطو مورد پذیرش حکمای اسلامی بوده است . در فلسفه ی حکمای اسلامی ضمن اشاره به هر دو قسمت نظریه ی ارسطو ، توضیحات تکمیلی نیز ارائه شده است . این حکما در واقع به نوعی پیرو نظریه ی سوم یعنی جزو گروه تجربی گرایان – عقلی ( rationalist – empiricists  )  هستند .  ضمن اعتراف به این که ذهن انسان در بدو تولد لوح بی نقش نگاری است که تنها استعداد پذیرش نقوش را دارد اما بالفعل واجد هیچ ادراکات معلوم و معقولی نیست . از طرف دیگر ادراکات جزیی حسی را مقدم بر ادراکات کلی عقلی می شمارند .[8] 

نگاه تاریخی به پیدایش و رشد علم

ارسطو در کتاب تحلیل تجربی خود ، به ساختار تبیین ، ماهیت علم و رابطه ی بین مفاهیم و تجربه ، و مشاهدات تجربی پرداخته است .[9] این مسایل گر چه می توانست راه را برای پیدایش علم هموار سازد ، اما به سبب عوامل فکری – اجتماعی حاکم بر قرون متمادی پیدایش علم تا قرن 17 به تعویق افتاد .

در قرون 16 -  17 تحولات فکری به وجود آمد و علوم طبیعی روش جدید تجربی و بررسی دقیق را در مطالعات خود به کار گرفتند ، که از جمله عوامل موثری در پیدایش علم جدید و گسترش آن به شمار می آید . منشاء علم جدید یکی از مهم ترین مسایل تمامی تاریخ شناخته شده است . این تحولات فکری در تاریخ به «انقلاب علمی » معروف است .

مفاهیم نوینی را که این انقلاب علمی به وجود آورد ، نفوذ عمیق و تاثیر بسزایی در جامعه وفلسفه جدید به جا گذاشت. مورخان علم بر این باورند که همزمان با آغاز قرن 18 نظرات علمی – فلسفی کوپر نیک  ، کپلر ، گالیله و نیوتن ، تغییر و تحول عظیمی را در باورکردهای علمی دانشمندان ، و حتی مردم ، به وجود آوردند . برای درک بیشتر این تغییرات ، نگاه اجمالی به این چهار مرد بزرگ علم نوین می اندازیم :

1-                نیکولاس کوپرنیک (1473-1543) : او در مطالعات آسمان ها ، به زودی اعتقاد پیدا کرد که خورشید مرکز جهان است و زمین دارای دو حرکت چرخشی و انتقالی ، به دور خورشید می چرخد . این فرضیه در آن زمان نه خوش آیند کلیسا بود و نه با عقل سلیم سازگار . با وجود این ، سیستم ستاره شناسی افلاتونی مبتنی بر زمین محوری ، جای خود را به سیستم ستاره شناسی کوپرنیکی ، مبتنی بر خورشید محوری ، داد .

2-                کپلر (1571-1630) : پس از کوپر نیک ، کپلر نخستین منجم نام دار بود که نظریه مرکزیت خورشید را تایید کرد . هنگامی که سه قانون حرکت سیارات را کشف کرد ، مرکزیت خورشید به نوعی دیگر به اثبات رسید .

اولین قانون (1609) : سیارات روی مدار های بیضی شکل ( و نه دایره ای ) حرکت می کنند و خورشید در یکی از کانون های آن قرار گرفته است .

دومین قانون (1611) : خطی که یک سیاره را به خورشید وصل می کند ، در زمان های مساوی مسافت ها مساوی را می پوشانند .

سومین قانون (1619) : مجذور مدت چرخش یک سیاره متناسب است با مکعب فاصله متوسط آن از خورشید .

قانون سوم از این نظر مهم بود که حرکات سیارات مختلف را نسبت به هم می سنجید .

3-                گالیلئو گالیله (1566-1642) : شاید با صرف نظر از نیوتن ، گالیله بزرگ ترین پایه گذار علم جدید است . گالیله ابتدا اهمیت « شتاب » را در دینامیک کشف کرد . بدین ترتیب جسمی که با سرعت یکنواخت روی دایره ای حرکت می کند ، در همه حال دارای شتابی به سوی مرکز دایره است .

گالیله نخستین کسی بود که قانون اجسام سقوط کنده را تدوین کرد . طبق این قانون : وقتی که جسمی در حال سقوط باشد ، شتاب آن ثابت است مگر تا حدی که مقاومت هوا دخالت کند .

4-                آیزاک نیوتن (1642-1727) : او راهی را که کوپرنیک ، کپلر و گالیله هموار ساخته بودند ، کامل کرد .او با شروع از سه قانون حرکت خود –  که دو قانون اول را مدیون گالیله بود  -- ثابت کرد سه قانون کپلر  معادل این قضیه است : هر سیاره ، در هر لحضه ، دارای شتابی است در جهت خورشید که به نسبت عکس مجذور فاصله ی آن از خورشید تغییر می کند . او نشان داد که شتاب های ماه در جهت خورشید و زمین ، مطابق همان فرمول ، حرکت ماه را توضیح می دهد .[10]

نیوتن « نیرو » را به عنوان عامل تغییر سرعت ، یعنی شتاب ، تعریف کرد ، و بدین ترتیب توانست قانون جاذبه ی عمومی خود را تدوین نماید ، که می توان گفت از مهم ترین قوانین علوم است .

اکتشافاتی که نیوتن انجام داد و قوانین و نظریه هایی که این دانشمند ارائه داد ، بی شک یکی از تعداد معدود دانشمندانی است که در بالا ترین سطح علمی قرار دارند .

مطالعه ی کوتاه فعالیت های علمی دانشمندان بزرگ گذشته نشان می دهد که اکتشافات و اختراعات آنان علم را در آغاز قرن بیستم در مسیری قرار داد که اکنون ما شاهد آن هستیم . روند گسترش علم راه های پر پیچ و خمی را پیموده و به مرحله ای رسیده است که شکل و چگونگی زندگی انسان ها را به طور کلی تغییر داده است . ابزار و وسایلی که انسان اکنون در دسترس خود دارد ، همگی دستآورد های علم در زمینه های متعدد پزشکی ، فیزیک ، شیمی ، نجوم و کامپیوتر و غیره ، و اجرای قوانین و نظریه های هر یک از این رشته ها موجب رفاه و آسایش انسان ها و تنوع وسایل زندگی از جمله از وسایل خانگی نظیر یخچال ، رادیو و تلویزیون گرفته تا ماشین ، هوا پیما ، قطار و موشک های قاره پیما همگی نتایج بی شمار علم هستند . بنابراین هر گونه سرمایه گذاری کلان در توسعه ی علم و تکنولوژی نه تنها از بین نرفته و نمی رود ، بلکه منافع حاصله از آن بسیار قابل توجه است . نظریه های ستاره شناسی و نظریه ی نسبیت و فیزیک کوآنتوم و همگی دید انسان ها راگسترش داده و اکنون در آسمان های بی کران به دنبال ناشناخته ها هستند . به طور خلاصه ، انسان اکنون کل زندگی خود را مدیون علم و دانشمندانی می داند که همواره به طور مستمر در تلاش هستند 

نتیجه گیری و خلاصه

در این گزارش من کوشیده ام پس از ذکر چند تعریف از علم نگاهی به منشاء علم و شناخت انداخته ، سپس بررسی مختصری در پیدایش و توسعه ی علم در تاریخ انجام دهم . در این پژو هش به این نتیجه رسیده ام که پیشرفت علم حاصل تلاش دانشمندانی است که صرفاً به یادگیری دانش موجود در عصر خود کفایت نکرده اند ، ان طور که در قرون وسطی معمول بود . بلکه کوشیده اند به افق جدید علمی دست یابند . پس ما دانش آموزان نیز علاوه بر یادگیری دروس خود باید ذهن خود را به فعالیت واداریم تا شاید به نا شناخته ها دست یابیم . نتیجه ی دیگری که می توان از این پژوهش گرفت این است که از نظر اقتصادی علم با صرفه ترین و سود آور ترین بخش سرمایه گذاری است ، چون در این بخش استهلاک سرمایه وجود ندارد ، و هر اندازه که علم در سطح گسترده مصرف شود ، به همان نسبت توسعه و گسترش می یابد . اِعمال یافته های علم در جامعه به رفاه و آسایش انسان ها می انجامد ، و در سایه ی علم است که اکنون انسان ها به وسایل و ابزاری دست یافته اند که در دوران باستان که سهل است ، در قرون وسطی هم حتی نمی توانستند فکر آن ها را بکنند . 

منابع

1-                اقبال لاهوری ، محمد ، سیر فلسفه در ایران ، ترجمه : ا . ح . آریان پور ، تهران 1347

2-             تابان ، علیرضا ، علم چیست؟ www./ http:

3-            چالمرز ، آلن اف . ، چیستی علم ، ترجمه : دکتر سعید زیبا کلام ، انتشارات سمت ، تهران 1378

4-             راسل ، برتراند ، تاریخ فلسفه ی غرب ، جلد های1 و 3 و 4 ، ترجمه : نجف دریا بندری ، تهران 1348

5-              راسل ، برتراند ، مسائل فلسفه ، ترجمه : منوچهر بزرگمهر ، انتشارات خوارزمی ، تهران  1347

6-               سروش ، عبدالکریم ، علم چیست ، فلسفه چیست ؟ ، انتشارات حکمت ، تهران 1357

7-              محمد حسین ، علم چیست ؟ ، مجله ی  دانشنامه ی رشد

8-              نراقی ، یوسف ، روش شناسی علوم اجتماعی ، شرکت سهامی انتشار ، تهران 1365



[1]-[2]- راسل ، جلد 1

-[3] یوسف نراقی ، فلسفه ی علم ، ( زیر چاپ )

[4]-همان منبع

[5]- یوسف نراقی ، 1365 ، ص 7

[6]- راسل ، مسائل فلسفه ، صص 65 – 130

-[7]همان منبع

[8]- اقبال لاهوری ، 1347

-[9] راسل ، جلد 1

[10]- راسل ، جلد 3

 

 

+ نوشته شده توسط یوسف نراقی در یکشنبه 23 فروردین1388 و ساعت 7:50 |